ابو القاسم سلطانى
218
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
گياه به عربى اخوين و شرونه ناميده مىشود . توجه : در واژهنامه اين مجموعه senecio cineraria DC را كه برخى منابع اصل قرار دادهاند به صورت سينونيم آمده است . منع مصرف : چون آلكالوئيدهاى گياه براى كبد سمى مىباشند از طريق خوراكى مصرف آن جايز نمىباشد . Code - 1507 كافور Cinnamomum camphora ( L . ) Nees et Eberm درختى است از خانواده Lauraceae هميشهسبز ، بسيار زيبا ، برگ با تنه صاف و استوانهاى كه ارتفاع آن مىتواند از 50 متر و قطر تنه از 3 متر و عمر آن از 1000 سال تجاوز نمايد . برگها متناوب ، بيضوى شكل ، نوكتيز ، براق و معطر به درازاى 12 - 8 سانتيمتر و پهناى 4 - 2 سانتيمتر و گلها كه در خرداد و تيرماه ظاهر مىشوند كوچك به صورت دستههائى مركب از 18 - 15 نر - ماده يا نر و ماده و به رنگ سفيد يا كمى زرد خاكسترى ، تخمدان يك خانه ، ميوه كوچك ، سته ، ارغوانى مايل به سياه محتوى 5 - 3 دانه گوشتدار ، روغندار به رنگ زرد خاكسترى مىباشد از كليه اعضاء گياه بهويژه چوب تنه كافور گرفته مىشود . منشاء اصلى درخت چين ، ژاپن و تايوان مىباشد و امروزه در " گراتا " و " كارناتاكا " هند نيز وجود دارد . درخت كافور توسط موسسه كشاورزى لاهيجان به ايران وارد شده و درختان 60 ساله آن با قطر و ارتفاع قابل ملاحظه در باغ كشاورزى آن شهرستان ديده مىشود . تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى : نام كافور به درخت و نيز مادهاى كه از اكسيداسيون اسانس موجود در سلولهاى ترشحكننده مخصوص حاصل مىشود اطلاق مىگردد . اين ماده سفيد صدفى شكل به سانسكريت Karpura ناميده شده كه به معناى سفيدى مهتاب مىباشد به هندى آن را Karpur و Kapur و به زبان پهلوى آن را كاپور Kapur و كپور Kapur مىناميدهاند كه معرب آن كافور مىباشد . پزشكان يونان و روم قديم نظير بقراط ، ديوسكوريد ، جالينوس . . . در آثار خود از كافور نامى نبردهاند . در زمان خلافت عمر اعراب با حمله به ايران كيسههائى مملو از كافور را مشاهده و تصور نمودند كه نمك مىباشد و پس از اطلاع از اينكه يك ماده داروئى مىباشد مراتب را به خليفه گزارش نمودند . قابل ذكر است كه اين كافور كه به كافور بورنئو مشهور است از درخت كافور هندى يا مالزى يا سوماترا با نام علمى Dryobalanops aromatica Gaertn بدست آمده بود نه از درخت كافور چينى كه نام علمى آن در صدر آمده است . حتى در تاليفات قرون اوليه هجرى نظير الحاوى ، قانون ابن سينا و نوشتههاى زمان